برنامه هفتگی با موضوع دعا (بخش دوم) 20-02-2015

تعریف دعا
ابن فارس در معجم مقاییس اللغه ذیل كلمه دعا مى گوید :دعا آن است كه كسى را با صدا و كلام خود متوجه خود كنی. از شایع ترین تعاریف در فنون علمى، بیان خواص ماهوى است؛ معرفى دعا به آثار آن نیز شواهد بسیار دارد، چنان كه در روایات آمده است كه دعا، سلاح مؤ من ، عماد دین و نور آسمان و زمین است ؛ دعا تغییر دهنده سرنوشت است ؛ دعا دفع كننده بلیات است ؛ دعا رابط بین معبود و بندگان است (5) و نظایر آن ، كه جملگى جواب به خواص و آثار است
چنان كه می‌دانید، بهترین نوع تعریف، تمییز وجودى است كه به وسیله‌ى آن مى توان مسأله را از ابهام خارج و از مشتركات جدا ساخت در تبیین دعا نیز، چنین تعریفی در كلمات اعاظم متداول است، چنان كه در المیزان آمده: دعا آن است كه از قلب برخیزد و زبان فطرت آن را طلب كند، نه این كه زبان هر طور خواست حركت كند. بدان معنا كه انسان چنین حقیقتى را در باطن جان خود مى شناسد و به طور روشن آن را مى فهمد.
ویژگى مهم این تعریف آن است كه شامل دعاى تكوینى نیز مى شود، حال آن كه هیچ یك از تعاریف دیگر چنین جامعیتى ندارند، لذا علامه طباطبایى رحمه الله در ذیل همان عبارت با كمى فاصله مى نویسد: «و لذا مى بینید كه خداى تعالى حتى آنچه را كه زبان در آن دخالت ندارد سؤال شمرده و در قرآن كریم فرموده: آنچه را سؤال كرده اید به شما عطا و اجمال مطلب آن كه نعم الهى قابل ذكر و سؤال و احصاء نیست و هرگز با زبان آن را نخواسته‌اند. و نیز فرموده: «كه سؤال مى كند از حق متعال آنچه كه در آسمان ها و زمین است». و دلالت آیه اخیر بر مطلوب واضح تر است.
شاید بتوان از مجموع تعاریف دعا چنین استفاده كرد كه بهترین و جامع ترین تعریف براى دعا، همان طلب به معنى عام است كه شامل تمامى اقسام دعا – حتى دعاى تكوینى – نیز مى شود. ویژگى هاى خاص دعا در موارد مختلف نیز، به انگیزه هاى خاصى برمى گردد كه گوینده به آنها عنایت دارد. به همین جهت ، مى توان گفت كه كلمه دعا بر طلب مافوق از زیردست ، یا زیردست از مافوق و یا مساوى از مساوى قابل انطباق است و شامل طلب تكوینى و سؤال فطرى نیز مى گردد.
بنابراین، استعمال كلمه دعا در آیه كریمه «والله یدعواالى دار السلام»  و كاربرد آن در جمله «ان زیدا دعاه عمرو»، هر دو به معنى طلب است ، هر چند در هر یك از این دو مورد استعمال ، غرض ویژه اى وجود دارد.
به هر حال، آنچه در موضوع دعا مورد بحث ما مى باشد، طلب خلق از خالق و برقرارى رابطه با جناب او به این وسیله است؛ چه با زبان قلب باشد، و چه با زبان سر – كه ترجمان قلب است – و چه با زبان تكوین.

دعا

ضرورت دعا
 این بحث را با این سؤ ال آغاز مى كنیم كه آیا دعا امرى ضرورى و لازم است ؟
جواب این است كه آیه كریمه:« اى رسول ما، به امت بگو كه اگر دعاهاى شما نبود؛ خدا به شما توجه نمى كرد»، ناظر به همین معنا است ؛ یعنى دعا یگانه راه ارتباط بندگان با مبداء بوده و تنها وسیله اى است كه خداى متعال براى ارتباط با خود مقرر فرموده است ؛ به عبارت دیگر، مجموعه ادعیه ماءثوره (نقل شده از معصومین ) رابطه اى میان خلق و خالق برقرار مى كند كه اگر این ارتباط و توجه به مبداء نباشد، خداى منان عنایت خاصه خود را قطع خواهد فرمود. در این صورت ، بندگان استعداد پذیرش این عنایت را از دست داده و مقتضاى رحمت الهى را از كف مى دهند.
قرآن كریم این حالت را نوعى استكبار مى داند، آن هم از موجودى كه تكوینا هیچ حیثیتى جز حیثیت ربط و بندگى ندارد : و قال ربكم ادعونى استجب لكم ان الذین یستكبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین : (13) و خداى شما فرمود كه مرا با خلوص دل بخوانید تا دعاى شما را مستجاب كنم . و آنان كه از دعا و عبادت من اعراض و سركشى كنند، زود به ذلت و خوارى در دوزخ وارد شوند؛ در نتیجه ، از مجموعه این آیات مى توان فهمید كه چرا قرآن كریم با تعبیرات مختلف انسان را به دعا دعوت نموده است ؛ به طور مثال آیه ان الذین یستكبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین و آیات دیگرى كه به این مساءله مهم اشاره كرده و به عاقبت ناگوار ترك دعا پرداخته اند، از جمله آیه و أنیبوا الى ربكم و أسلموا له من قبل أن یاءتیكم العذاب ثم لا تنصرون : (14) و متذكر نشوند مگر آنان كه دائما رو به خدا دارند و آیه و یهدى الیه من ینیب : (15) و خداوند هر كه را كه به تضرع و دعا به بارگاه او باز آید، هدایت مى نماید و آیه و ما یتذكر الا من ینیب : (16) و متذكر نشوند مگر آنان كه دائما رو به خدا دارند و آیه و الذین اجتنبوا الطاغوت أن یعبدوها و أنابوا الى الله لهم البشرى : (17) و آنان كه از پرستش طاغوت دورى جستند و به درگاه خدا با توبه و انابه بازگشتند، آن ها را بشارت و مژده رحمت است . ملاحظه در این آیات بیانگر دو مساءله است : یكى حلول عذاب و وعیدهاى سخت در ترك دعا و دیگرى هدایت و رشد و عنایت فوق العاده در اثر مبادرت به آن.
در این زمینه ، روایات بسیارى در محجه البیضاء، بحار الانوار و كافى آمده است كه آن چنان به همه جوانب رسیده و تمام نكات را ذكر كرده اند كه به راستى براى هیچ گرفتار و درمانده اى عذرى باقى نمى ماند.
در محجه البیضاء از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه ان عندالله منزلة لا تنال الا بمسألة : در نزد خداوند مقامى هست كه فقط به واسطه دعا مى توان به آن رسید. (18)
از امام على علیه السلام نیز نقل شده است كه ادفعوا امواج البلاء بالدعاء : (19) امواج بلاها را به وسیله دعا از خود دور كنید.
 

ضرورت عقلى نیایش

اگر از دلایل نقل شده از معصومین قطع نظر كرده و صرفا متوجه دلایل عقلانى گردیم ، به طور قطع این نكته را در مى یابیم كه هیچ چاره‌اى از خداى خویش نداریم و باید به طور دائم به او توجه نماییم و دل را به سوى او روانه كنیم . علامه طباطبائى رحمه الله ذیل آیه شریفه الحمدلله رب العالمین مى فرماید : (20) «پس ، انسان فقط حیثیت عبودیت و بندگى دارد و این حقیقتى است كه بستگى به آگاهى ما از آن ندارد. چه این واقعیت را بدانیم و چه ندانیم ، این ربط قهرى و فطرى است. این واقعیت وجودى انسان است و سایر موجودات نیز همین گونه مى باشند».
براى تبیین بیشتر، به كلام علامه طباطبائى رحمه الله ذیل آیه شریفه‌ى ولله یسجد من فى السموات و الارض (21) متوسل مى شویم؛ ایشان مى فرمایند (22): پس ، اگر انسان نسبت به حضرت حق – جل و علا – هیچ گونه شاءنى جز رابطه عبودیت ندارد و تمامى هستى (ما سواى انسان ) هم داراى همین خصیصه ذاتى مى باشد، براى ما چه چاره اى باقى مى ماند جز آن كه در رابطه مستقیم با خداى خود قرار گیریم و حاجات خود را از آن درگاه طلب نماییم ؟
به راستى ، اگر عقل بشرى این واقعیت را درك مى كرد، جز با خداى خود با هیچ موجود دیگرى در ارتباط قرار نمى گرفت . البته تاثیر و تاثر در كائنات قابل انكار نیست ، ولى جمله این تاثیرات به اذن و اراده حضرت رب الارباب است و یكسره در خط اراده عظماى او است:
حق تعالى كاین سماوات آفرید             از براى رفع حاجات آفرید
هر كجا دردى ، دوا آن جا رود                هر كجا فقرى ، نوا آن جا رود
آب كم جو، تشنگى آور به دست          تا بجوشد آبت از بالا و پست
 
این استدلال عقلى كافى است تا معلوم سازد كه انسان ملزم به توجه تام به مبداء متعالى عالم است ، چنانچه آیه كریمه ما یعبؤا بكم ربى لولا دعائكم اشاره به همین ناچارى عقلى دارد.
تاسیس مكتب دعا در آیین پرتوان اسلام و توصیه اكید آیات و روایات بر نیایش به درگاه ایزدى، مجموعا كاشف از رازى است كه در این مكتب وجود دارد و دلیل بر ضرورت حضور آن در نهاد زندگى بشر است، و این خود از ابتدایى ترین و مهم ترین مسائل در زمینه راز بین خالق و مخلوق است كه اگر بدان توجه شود، قهرا حركت و عمل را در پى خواهد داشت .
طبیعت انسان كه پیوسته در صدد جلب منافع بوده و هست، به محض  توجه به خود و واقعیات خارج از خود، به انبوهى از احتیاج هاى پیوسته و دایمى مى رسد كه رسیدن به آن ها، تلاش فوق العاده اى را مى طلبد. ناچار انسان به هر وسیله اى براى رفع نیازهاى خود تمسك مى جوید و از هیچ اقدامى براى رسیدن به مقاصد خود خوددارى نمى كند. با این حال ، هر چه انسان بیشتر كوشش مى كند، خود را در میان یك سلسله آمال و آرزوها – كه دامنه آن ها از گذشته تا آینده امتداد دارد – مى بیند. در این حالت است كه حركت انسان به یكى از دو راه منتهى خواهد شد : یا یأس، سرخوردگى و ناامیدى ؛ و یا تلاش دیوانه‌وار. به این معنا كه انسان براى رسیدن به اهداف خود مرز انسانیت را رها كرده و در پى خواسته هایش چنان تلاش مى كند كه گویى به هیچ امر خوب و بدى توجه ندارد، زیرا فكر حاكم بر او، وى را از همه چیز تهى كرده است .
این جاست كه به رمز و راز توصیه هاى اكید آیین مقدس اسلام پى مى بریم و مى بینیم كه چگونه این دین ، خلاء معنوى و روحى انسان ها را پر كرده است و دستاویزى بس قوى به آن ها داده است تا در بین امواج سهمگین گذشته ها و پیدایش نیازهاى متراكم و سنگین ، خویش را نبازند و به دور از هر گونه عجز و ضعف ، در مقابل مشكلات بایستند.
آرى ، انسان با دعا نیروى بازوان ناتوان خود را به مبداء غیر متناهى عالم مرتبط مى سازد. از این رو در مقابل هر گونه مشكلى مى ایستد و با این قدرت روحى تازه توانایى خود را برتر از همه نیازمندى ها مى بیند؛ زیرا او نیروى غیر متناهى حق متعال را به مدد طلبیده و در رسیدن به اهداف خود – به دلیل موقعیت تضمین شده اى كه دارد – مصمم است . این را هم بگوییم كه فرزانگى انسانى ، اجازه نمى دهد كه انسان با انبوه احتیاجات و لحظات ناملایم زندگى به تنهایى به مبارزه برخیزد و از كنار قدرت عظیم دعا بى تفاوت بگذرد، زیرا دعا نزدیك ترین وسیله ، مطمئن ترین راه ، مددكارى خالى از شائبه، پشتوانه اى به دور از انزجارهاى فطرت و طبیعت ، و الهامى منطبق با تمامیت الهیت وجودى انسان است

آرامش در نیایش با پروردگار

بارالها! در پیشگاه تو ایستاده ام و دست هایم را به سوی تو بلند کرده ام، آگاهمکه در بندگی ات کوتاهی نموده و در فرمانبری ات سستی کرده ام، اگر راه حیا را می پیمودم از خواستن و دعا کردن می ترسیدم… 

ولی… پروردگارم! آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا می خوانی، و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده می دهی، برای پیروی ندایت آمدم، و به مهربانی های مهربانترین مهربانان پناه آوردم، و به وسیله برترین زن، و فرزندانش، که پیشوایان و جانشینان اویند، و به تمامی فرشتگانی که به وسیلۀ اینان به تو روی می کنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تو اند، وسیله قرار می دهند، به تو روی آورده ام.
پس برایشان درود فرست و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصان و دوستان قرار ده، پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو می شود قرار دادم، اگر با این همه، خواسته ام را رد کنی، امیدهایم به تو به ناامیدی مبدل می گردد، و آقایی که از بنده اش عیوبی دیده، و از جوابش سر باز می زند، وای بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرا نگیرد، اگر مرا از درگاهت برانی، پس به درگاه چه کسی روی کنم؟
اما، اگر برای دعایم درهای قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانی، چونان مالکی هستی که لطف و بخششی را آغاز کرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایی را مانی که لغزش بنده اش را نادیده انگاشته، و به او رحم کرده است، دراین حالت نمیدانم کدام نعمتت را شکر گذارم! آیا آن هنگام که به فضل و بخششت از من خشنود شده و گذشته هایم را به من ببخشایی؟ یا آنگاه که با آغاز کردن کرم و احسان، بر عفو و بخششت می افزایی؟
پروردگارا! خواسته ام در این جایگاه، یعنی جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است که: گناهان گذشته ام را بیامرزی و در باقیمانده عمرم، مرا از گناه باز داری.
مناجات امام رضا (ع)

از دعاهاى امام سجاد(ع) ‌‌به‌ هنگام طلب خير ‌از‌ خداى تعالى

خدايا! ‌به‌ آگاهى ‌ات‌ (از فرجام کارها) ‌از‌ ‌تو‌ خير ‌و‌ نيکى ‌مى‌ طلبم. ‌پس‌ ‌بر‌ محمد ‌و‌ دودمانش درود فرست.
و درباره ‌ام‌ بهترين ‌را‌ مقرر فرما، ‌و‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌از‌ حکمت گزينش نيکوتر، آگاه کن، ‌و‌ ‌آن‌ ‌را‌ وسيله ‌ى‌ رضا ‌و‌ خشنودى ‌ما‌ ‌از‌ تقدير ‌و‌ تسليم ‌ما‌ ‌در‌ برابر فرمان خود، قرار ده! ‌آن‌ گاه، زنگار ترديد ‌و‌ شبهه ‌و‌ گرد بدگمانى ‌را‌ ‌از‌ جان ‌ما‌ بزداى، ‌و‌ ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ باور بندگان ‌با‌ اخلاص خود، تأييد فرما.
و داغ ناتوانى شناخت آنچه ‌را‌ ‌که‌ برگزيده اى، ‌بر‌ ‌ما‌ منه؛ ‌و‌ روا مدار ‌که‌ ‌از‌ شناخت مصلحت خويش بازمانيم، ‌و‌ ‌در‌ نهايت، بزرگى منزلت ‌تو‌ ‌را‌ نشناختيم ‌و‌ تقدير ‌تو‌ ‌را‌ سبک بشماريم، ‌و‌ مورد رضاى ‌تو‌ ‌را‌ ناخوش داريم، ‌و‌ ‌به‌ کارى ‌که‌ ‌از‌ فرجام نيک دورتر، ‌و‌ ‌به‌ نکبت ‌و‌ شقاوت نزديکتر است، روى آوريم.
(خدايا) ‌از‌ حکم ‌و‌ قضاى ‌تو‌ آنچه ‌را‌ ‌که‌ ناخوش ‌مى‌ داريم، محبوب ‌ما‌ گردان؛ ‌و‌ ‌از‌ فرمان تو، آنچه ‌را‌ سخت ‌و‌ دشوار ‌مى‌ بينيم، ‌بر‌ ‌ما‌ آسان گردان.
و تسليم شدن ‌و‌ گردن نهادن ‌به‌ آنچه ‌که‌ ‌بر‌ وفق مراد توست، ‌بر‌ ‌ما‌ الهام کن، ‌تا‌ تأخير آنچه ‌را‌ ‌که‌ شتاب ‌آن‌ ‌را‌ اراده کرده اى، ‌و‌ شتاب آنچه ‌را‌ ‌که‌ تأخير ‌آن‌ ‌را‌ خواسته ‌اى‌ دوست نداريم ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌مى‌ پسندى، ناپسند نشماريم، ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌که‌ ناپسند ‌مى‌ دارى، برنگزينيم.
(خدايا) کار ‌ما‌ ‌را‌ ‌به‌ فرجامى ‌که‌ پسنديده تر، ‌و‌ بازگشتى ‌که‌ گرامى ‌تر است، پايان ده؛ چرا ‌که‌ ‌تو‌ عطاهاى نفيس ‌و‌ نعمت هاى بزرگ ‌و‌ ارجمند ‌مى‌ بخشى؛ ‌و‌ آنچه ‌را‌ بخواهى، انجام ‌مى‌ دهى، ‌و‌ ‌بر‌ ‌هر‌ کارى توانايى.

دعای 33 صحیفه سجادیه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *